چهل روزگی
عزیزکم چهل روزه شد! بلخره این چهل روزگی که همه این مدت صحبتش بود هم رسید ! یه عدد دیگه هم پشت سر گذاشت پسرکم، خدا رو شکر، خدا رو واقعا برای داشتن این کوچولوی پاک و معصوم شکر جالبه همه ش چهل روز گذشته! یک ماه و ده روز! اما احساسی که نسبت به این مدت گذشته دارم خیلی طولانی تر و عمیق تره ! یک ماه و ده روز تو خیلی برهه های زندگی اصلا قابل یادآوری هم نیست ! اما حالا .. هر دقیقه و ساعت ش خاص و جدیدو پرشور و هیجان بوده اعتراف میکنم احساسم به پسرک احساس جدید و ناشناخته ای برام هست، گاهی همین جور که نگاهش میکنم دلم میجوشه و اشک از چشمام سرازیر میشه ! دوست داشتنش رو نمیتونم حد و مرز ی براش تشخیص بدم . اونقدر از داشتنش شادم و آروم ...
نویسنده :
مامان
15:11



