از الان میدونم چقدر دلم برای این لحظه ها تنگ میشه ، میدونم
بعد از دو سه روز آرامش و بی بهونگی دوباره امروز پسرکم بیتابه. با توجه به حرفایی که دکترش در مورد تکامل روانی و وضعیت ذهن و روح نی نی از چهار تا شش ماهگی کرد و اطمینان داد که این قبیل نا آرومیا فقط مربوط به تغییرات روانیه و طبیعی؛ سعی میکنم آشفته نشم. صبور باشم و بیشتر از پسرکم با در آغوش گرفتن و شیر دادن و نوازش حمایت کنم. امیدوارم بتونم احساس امنیت و آرامش بهش بدم. شبا به خاطر کابوس دیدن(به گفته ی دکتر) از خواب میپره و منم نوازشش میکنم آروم میگیره و بخواب میره. خیلی از مادرا همین وضع مشابه رو دارن. آدم سردرگم و ناراحت میشه و مدام به خاطر پیدا نکردن علت نا آرومی احساس عدم کفایت میکنه. جدا" که مادری سخت و پیچیده ست. و این روزا واقعا سخ...
نویسنده :
مامان
18:55




